ورود اعضاء

   

پسورد خود را فراموش کرده اید؟

به سایت مهندسی ذهن RJ خوش آمدید

مهندسی ذهن RJ

اقتصاد، فرهنگ، مهندسي ذهن RJ (2) - بابک نعمتی

تاریخ درج: شنبه ، 21 تير ، 1393


بابک نعمتي 93/4/17
سالها پيش در کتابي به نام تئوري سازمان به نويسندگي خانم ماري جو هچ خواندم که تئوري هاي مديريت را به جنگلي از تئوري هاي مختلف تشبيه نموده بود اکنون در سال فرهنگ بنا به ضرورتي که وجود دارد مي خواهم فرهنگ را نيز به جنگلي از تعاريف مختلف تشبيه کنم شايد بپرسيد چرا؟؟؟
به راستي فرهنگ چيست؟؟؟
آقاي جانسون (Johnson , Barbara A. H) در سال 2001 بيان مي نمايد که فرهنگ مجموعه اي از ارزشها و باور هاي مشترک است در جاي ديگري ايرنه (Irne, Hau; Siu, Chow) در سال 2006 به هنجار ها و رفتار و حتي عوامل محسوس اشاره مي کند از طرفي بزرگ ديگري فرهنگ را فلسفه اي که خط مشي سازمان را نشان مي دهد معرفي مي کند کدام يک صحيح است؟؟؟؟
آيا چيزي به نام فرهنگ صحيح و غلط داريم؟؟؟؟ براستي چه چيزي درست است و چه غلط؟؟؟ تا مي گوييم فلان چيز يا فلان رفتار اشتباه است مي گويند به خاطر فرهنگ سازي غلط است.....
روزي به اتفاق دوستان در محضر يکي از اساتيد بودم که ارادت بسياري به ايشان داشتم و دارم از بخت و اقبال خوب يا بد بنده پس از مدتي ساير دوستان به دليل مشغله هاي فکري، کاري و خانوادگي از محضر استاد اجازه گرفتند و مرخص شدند.... همانگونه که حدس زديد من به همراه استاد تنها ماندم و به بحث در مورد مسائل و دغدغه هاي علمي مشترکمان پرداختيم که پس از مدتي تصميم گرفتم از محضر ايشان مرخص شوم..... براساس آنچه که از گذشته آموخته بودم تصميم گرفتم به رسم سپاسگذاري و تشکر بوسه اي بر دست استاد بزنم که بلافاصله با چهره برافروخته ايشان مواجه شدم و اين جمله را با عصبانيت به من گفتند:
آقاي ........ شما از نخبگان اين جامعه هستيد چرا کار عوامانه انجام مي دهيد
مگرنه اينکه مولاي متقيان علي (ع) فرموده اند هر کس کلامي به من آموخت مرا بنده خود ساخته است پس رسم بندگي چيست؟؟؟
 بگذريم .... در سالي که غريب به سه ماه و چند روز از آن گذشته مي خواهم دغدغه هاي فرهنگي جامعه ام را بيان نمايم همانطور که مي دانيد فرهنگ راه تازه اي براي پي بردن به زندگي اجتماعي به شمار مي رود. از اين رو مديران خردمند ناگزير از توجه به فرهنگ هستند. هم اکنون که بهبود نظامهاي اجتماعي در بستر اقتصاد با عزم ملي و مديريت جهادي کانون توجه گرديده است، فرهنگ سازماني نيز به عنوان سرچشمه همه توانايي ها و ناتواني هاي جامعه درآمده است. اگر قرار باشد در يک جامعه معين دگرگوني هاي دل پسند و پايدار پديد آيد، فرهنگ آن جامعه نيز بايد دست خوش دگرگوني شود و با دگرگوني هاي سراسري آن جامعه سازگار آيد. به عبارت ديگر کاميابي يا شکست جوامع را بايد در فرهنگ آنها جستجو کرد.
چندي پيش در يادداشتي که در سايت مهندسي ذهن با عنوان "اقتصاد، فرهنگ، مهندسي ذهني .!.!.!.؟؟؟.." به چاپ رساندم . اشاره کردم که پيوستگي ميان اقتصاد و فرهنگ به مانند پيوستگي ميان سياست و اقتصاد است از اين رو اين سه حوزه به مانند يک مثلثي مي باشد که در مرکز و قلب آن مهندسي ذهن مي تواند نقش تعيين کننده داشته باشد.
مهندسي ذهن RJ با الگوي معروف خود مي تواند به مانند فيلتري عمل نمايد که تا بتوانيم در سال اقتصاد و فرهنگ به سوالاتي که در ابتدا عنوان کردم پاسخ دهيم:

Untitled.jpg

فرهنگ هر جامعه اي، سيستمي است متشكل از ارزشها (چه چيزي مهم است و چه چيزي مهم نيست ) و عقايد (چطور افراد عمل مي كنند و چطور عمل نمي كنند) كه در تعامل متقابل با نيروي انساني، ساختار جامعه و سيستم كنترل بوده و در نتيجه هنجارهاي رفتاري را در جامعه بنا مي نهد.
فرهنگ يك جامعه، باورها، نگرشها ، فرضيات و انتظارات مشتركي را در بر مي گيرد كه در نبود يك قانون يا دستور العمل صريح، رفتارها را هدايت مي كند و در اكثر جوامع، غالب موقعيتهاي مديريتي اين چنين است . فرهنگ مي تواند منبع نيرومندي از هويت، هدف مشترك و رهنمود انعطاف پذير باشد.
تاثير فرهنگ بر اعضاي جامعه به حدي است كه مي توان با بررسي زواياي آن، نسبت به چگونگي رفتار، احساسات، ديدگاهها و نگرش اعضا ي جامعه پي برد و واكنش احتمالي آنان را در قبال تحولات مورد نظر ارزيابي، پيش بيني و هدايت كرد . با اهرم فرهنگ ، به سادگي ميتوان انجام تغييرات را تسهيل كرد و جهت گيريهاي جديد را در جامعه پايدار كرد.
آنچه در پياده سازي و شناخت الگو هاي فرهنگي بيشتر نمود پيدا مي کند توجه به دو بعد عزم ملي و مديريت جهادي است که الگوي مهندسي ذهن آرجي آن را مي تواند تسهيل نمايد.

Untitled2.jpg

ضرورت تغيير فرهنگ با توجه به رويکرد مهندسي ذهن هنگامي مطرح مي‌شود كه باورهاي راهبردي و باورهاي عملياتي با هم تعارض و برخوردي چشمگير دارند و اين تعارض و ناهماهنگي در حدي است كه دستيابي به هدف را كند يا غير ممكن سازد و همين اساس توجه به تغيير فرهنگي يا همان مهندسي فرهنگي مي باشد.